به وبلاگ شفیع الله ایماق خوش آمدید
جوان امروز وبلاگی برای توانمند شدن جوانان در عرصه اجتماع فرهنگ و مدیریت 
قالب وبلاگ

حیات گیاهی افغانستان

حیات گیاهی افغانستان

افغانستان از نگاه اقلیمی در منطقه تحت استوائی قرار داشته و دارای آب و هوای مختلفه در شمال و جنوب میباشد یعنی زمستانهای سرد در شمال و مناطق مرکزی و تابستانهای گرم و خشک در جنوب و جنوب غرب میباشد .

نظر به شرایط اقلیمی گیاهان رشد نموده و این رشد و تنوع گیاهی در مناطق مختلفه افغانستان متنوع میباشد . دمای زیاد ، کم آبی ، تعریق و تبخیر در رشد پوشش گیاهی مناطق موثر میباشد . بااين حال درمناطق گياهاني رشد مینمائیند که خودراباشيوه های مختلفي باشرايط خشک وکم آبي سازگارداده اند.

بصورت عموم در افغانستان گیاهان نظر به آب و هوا به دو نوع موجودیت و رشد دارند .

1 – اگزروفايتها .- گروه گياهانی هستندکه باتعدیل ساختارفيزکی خودوتطابق باشرايط خشکي توانسته اندشرايط سخت خشکی وگرمای زيادراتحمل کرده وبه حيات خوددربيابانهاادامه دهند. اين نوع گياهان داراي برگهای کمی هستند وبعضی ازآنهابه جای برگ دارای خار میباشند کاکتوس هانمونه ای ازاين نوع هستند.

2 – فراتوفيتها .- گياهانی هستندکه باداشتن ريشه های درازوطولانی آب را از اعماق زمين به دست می آورند.

از همین جهت پوششهای گیاهی افغانستان نظر به اقلیم شمال وجنوب متنوع بوده یعنی در شمال افغانستان درخت های چنار و بید ، درختچه های گز و انواع نی در بستر دره ها و در کناره رودها (به خصوص سواحل جنوبی آمودریا) چمن زارهای پوشیده از علف ، بوتهای کوچک و درختهای پراکنده ی پسته می رویند .
در مناطق کوهستانی افغانستان از قبیل هندوکش ، کوه بابا ، سفید کوه ، فیروز کوه و ... در ار تفاع بیش از 4000 متری برف های دائمی مسلط هستند و عموما گیاهی وجود ندارد. ولی در داخل دره ها و کوه پایه ها ، عموما درختان چنار به صورت پراکنده فراوان است . تنها در مناطق مرکزی افغانستان ،درسال 1378 شمسی درحدود بیست میلیون درخت چنار وجود داشته است که از چوب آن برای ساخت مساکن و غیره استفاده می شود .دامنه ی این کوه ها دارای مراتع غنی هستند که در فصل گرم سال چراگاه میلیون ها دام می باشد .
در شرق و جنوب شرقی افغانستان متنوع ترین پوشش گیاهی دیده می شود. در جنگلهای این ناحیه درختان سوزنی برگ مانند درخت لمنز، نشتر، سرپ، جلغوزه، ارچه و غیره و درختان پهن برگ مانند بلوط، زیتون و ... دیده می شود.

افغانستان دارای میلیونها درخت زیتون خودرو در ولایات پکتیا، ننگرهار، لغمان و کنرها میباشد، حصوصآ در نورستان که یک ناحیه نسبتا وسیع در حدود 2000 هکتار از اراضی را اشغال کرده است. علاوه بر آن کوه های منطقه نورستان، پوشیده از درختان بلوط ، صنوبر، سرو آزاد، چهار مغز و غیره می باشد.
در شمال و شمال غربی کشور جنگلهای پسته به صورت انبوه وجود دارند. جنگلهای پراکنده و بوته ای، بنا بر مساعدت آب و هوا به صورت پراکنده در دامنه ی کوهستان ها و دشتها، در نقاط مختلف کشور می رویند.
در جنوب و جنوب غربی کشور که دارای آب و هوای گرم و خشک میباشد، مقدار بارندگی در طول سال خیلی کم بوده و از 100 میلی متر فراتر نمی رود. همچنین در بیابانهای این ناحیه مانند دشت مارگو، ریگستان و دشت بکوا و جنوب گرشک ، ولایت نیمروز، جنوب فراه گیاهانی می رویند که در برابر خشکی و گرمای هوا، جنس نامساعد خاک و شوری ناشی از تبخیر آب مقاومند.

نوشته – وحدت احمدیار


[ 10 Sep 2013 ] [ 10:29 AM ] [ Shafiullah Aimaq ]

منابع طبیعی افغانستان

در طبیعت، پدیده ها، مواد و موجودات مختلفی مانند جنگل ها، چراه گاه ها، معادن، دریا ها، کوه ها، انواع سنگ ها و بسیاری چیز های دیگر مشاهده میشود.

مواد و موجوداتی را طبیعی میگویند که انسان در پیدایش و بوجود آوردن آنها دخالتی نداشته است.

منابع طبیعی به همه مواد و موجوداتی که در طبیعت یافت میشوند گفته میشود.

انرژی آفتاب، جنگل ها، چراه گاه ها، معادن نفت و فلزات، آب و خاک همه و همه به عنوان منابع طبیعی به شمار می آیند.

منابع طبیعی به دو دسته یعنی قابل تجدید و غیر قابل تجدید تقسیم میشوند.

اصطلاح تجدید شونده برای نفت و گاز هم مشکل است چرا که به طور مثال برای تشکیل یک سانتی متر  مربع خاک در شرایط مطلوب ٤٠٠-١٠٠ سال وقت لازم دارد، بنا براین برای تشکیل یک قشر خاک به ضخامت ٢٠ سانتی متر برای زراعت ٢٠٠٠ تا ١٢٠٠٠ سال زمان لازم دارد که زمان نسبتاً طولانی است.

کار کردن با طبیعت بسیار ظریف و دشوار و مستلرم کمال دقت و توجه میباشد، حال که میخواهیم  راجع به محیط زیست افغانستان و منابع طبیعی مبحثی را آغاز کنیم به یک جمله گفته میتوانیم که افغانستان کشوری است سرشار از منابع طبیعی. و این منابع نیازمند آگاهی در مورد آنها، و بهره برداری معقول از این منابع را دارد.

[ 10 Sep 2013 ] [ 10:26 AM ] [ Shafiullah Aimaq ]

چراه گاه ها

چراگهای افغانستان حدود نصف ساحۀ کشور را تشکیل داده. این ساحۀ چراگاه های طبیعی ٣٠ ملیون هکتار بوده است. چراگاه ها ثروت بزرگ ملی و تکیه گاه های اصلی رشد مالداری در افغانستان است. ولی این چراگاها هنوز به درستی به شکل نقشه برداری تثبیت نگردیده و باید ساحۀ چراگاها و سرحد و نقطه آن تعین شده باشد زیرا کبفیت ساحۀ نباتی و علفچر ها در غذا و حاصلدهی حیوانات تاثیر مستقیم داشته و تابع شرایط جوی و اقلیمی و رشد نباتی همان چراه گاه میباشد و بعضی از چرا گاه ها بالخصوص در نواحی جنوبی کشور جهت خشکسالی ها و چراندن بیرویۀ دیگران، ماهیت و کیفیت خود را از دست داده اند و باید توجه کرد که این چراگاها نباید به خاطر اضافه چراندن حیوانات ازبین بروند.

چراگاه های پامیر و شمال و مناطق مرکزی از چراگاه های طبیعی و همیشگی افغانستان است. چراگاهای افغانستان عموما در دامنۀ کوها قرار داشته و شکل موسمی را دارا میباشند و در ایام بهار چراندن حیوانات در چراگاها شروع شده و نظربه موقعیت جغرافیای و اقلیمی الی ماه عقرب ادامه میداشته باشد و بعضی اوقات بخاطر استفاده چراگاه های کشور که به قلت مواجه بوده و با لخصوص در ماه های خشکسالی مورد تاخت و تاز مالداران غیر محلی قرار میگیرد و مشکلات اجتماعی و امنیتی بوجود میاورند.

مردم، مالداران و دولت مکلف اند تا این چراگاه ها را که منابع طبیعی کشور گفته میشوند نگهداری نمایند و از چراندن بی رویه و خودسری های مالداران جلوگیری به عمل آورند.

بیابانهای افغانستان که در بعضی نواحی بوته زار و فرش نباتی دارند نیز مورد استفادۀ مالداران به حیث چراگاه ها قرار دارد. بیشتر این نواحی در جنوبغرب افغانستان به شکل بیابان و یا در مجاورت کوه ها است. مردم محل و کوچی ها ازآن استفادۀ اعظمی را میکنند.

[ 10 Sep 2013 ] [ 10:24 AM ] [ Shafiullah Aimaq ]

آلوده گی ها

یکی از مسائلی که در سال های اخیر توجه اهل خبره افغانی را به خود جلب نموده، مسئله آلوده گی ها، منشآ و آثاریکه برروی موجودات و محیط زیست این کشور بوجود آورده شناخت هم پیوستگی انسان و محیط در سراسر زندگی و مسوولیت او برای حفظ محیط زیست بوسیلۀ روش هایکه مخرب محیط زیست نباشند.

آلودگیهای هوا، آب، خاک و سروصدا موارد آلوده کننده دیگری هستند که فعلا در افغانستان مردم بالاخصوص در شهر های بزرگ به شکلی از اشکال به آن مواجه میباشند. کمبودی ها و مشکلاتی موجود است که نمیتوانیم به درستی محیط زیست را از آلودگی پاک نمائیم تا اینکه بتوانیم یک زندگی آرام و سالم و بدون مشکلات محیط زیست داشته باشیم.

عواملی که در سر راه ما بوده و نتوانستیم به محیط زیست رسیدگی نمائیم قرار ذیل میباشد:

١.    تکثر نفوس.

٢.   غربت و مشکلات اقتصادی.

٣.   نداشتن آگاهی های محیطی و پائین بودن سطح علمی.

٤.   مشکلات سیاسی و اجتماعی ٢٠ سال اخیر در کشور.

٥.   نبودن قوانین  محیط زیستی وعدم موجودیت ادارۀ نورم و استندرد.

٦.   عدم هماهنگی و عدم مسوولیت ارگان های ذیصلاح.

موارد بالا از مشکلات بزرگ جامعۀ افغانی بوده که بطور خلاصه ذکر گردیدند و فعلا ما شاهد چنین موانع در شهر های بزرگ افغانستان هستیم. افغانستان چون یک مملکت زراعتی میباشد و وضیعت صنعتی ما هم به اندازۀ رشد نکرده است که بگوئیم آلوده گی های ما از جهت صنعتی بودن ما است قسمیکه در جهان سرمایه داری مصرفی رواج دارد و همچنان چون افغانستان محاط به خشکی میباشد آلودگی های آبی از وجه کشتی رانی و بندری هم نداریم.

آلوده گی های محیطی در افغانستان بیشتراز ناحیۀ نفوس، عدم آگاهی های محیطی، غربت و عدم مسوولیت ها بوده قسمی که در جهان پیشرفته آلودگی های محیطی با وجود آگاهی و اقتصاد بهتر با آلوده گی های خطرناک محیطی موجود بوده و مردم و دولت در تلاش رفع آلوده گی ها با سرمایه های هنگفت و قوانین اجرایی میباشند.

در افغانستان نظر به روابط اجتماعی، اقتصادی و شرایط زندگی، ما همه نوع آلود گی ها را در هوا ، زمین و آب داریم.

ما چند مورد داریم که با اینهمه آلودگی ها صحت محیطی مردم را به مخاطره انداخته ایم .

١.   کثافات، اشغالی و پسمانده ها.

در طول سی سال اخیر در کشور ما نتوانستیم این موضوعات را بصورت اساسی آن حل نمائیم هرچیزی را که مصرف کردیم باقیمانده های آنرا بدون آنکه بفهمیم در چه وقت و در کجا دور بیاندازیم بدون مسوولیت دور انداخته ایم.

٢.   بوی بد تعفن را به مشام مردم رسانیدیم.

٣.   مگس و حیوانات کوچک از قبیل موش ها را ازدیاد بخشیدیم

٤.  امراض خطرناک را از جمله بکتریایی، ویروسی و دیگر امراض را در جامعه بروز دادیم.

٥.   شهر را بد منظر نمودیم.

پس میبینیم که چه گناهانی را مرتکب شده ایم و چه مشکلات را در جامعه ظاهر ساختیم یعنی اینکه همه کثافات و اشغالی ها، همه آلوده گی ها را درآب وخاک اضافه نموده ایم. از این جهت آب های آشامیدنی ما به خاطر کثافات و آلوده گی خاک زمین حاصل امراضی است که آنرا متحمل میشویم.

٢ــ مسئله دوم که خیلی در افغانستان مهم است نبودن کانالیزاتسیون ها می باشد که باعث جریان فاضلابهای روی زمین به جوی ها و دریا ها می شود و امراض زیادی را نیز به وجود می آورد.

* فاضلابها آبهای سطحی و آبهای زیر زمینی از جمله چاه ها را آلوده میکند.

* جریان فاضلابها روی زمین ، کثافات، بدبویی و بد منظری را بوجود آورده علاوه برآن مرض وباء و دیگر امراض از جهت آلوده شدن آبهای آشامیدنی بروز نموده اند.

*  در صورت عدم کانالیزیسیون ، باران و سیلابها در سطح زمین جریان داشته و با فاضلابها و کثافات مخلوط گشته و آلوده گی های بیشتری را بوجود میاورد و هم در صورت نبودن کانال آب باران به صورت سیلاب جریان داشته تلفات جانی و مالی را بوجود  خواهد آورد.

٣ــ مسئله سوم آلوده گی همان ناخالص و کثیف بودن شهر های بزرگ افغانستان میباشد که در ذات خود مصیبت وارد شده به شهروندان میباشد. شما میدانید بعد از ساعت یازده قبل از ظهر نمیتوان به شهر خوب نظر انداخت به خصوص در فصل زمستان.

شما متوجه شده اید که شهر کابل با نفوس چهار ملیون و اضافه از هفتصد هزار موتر شخصی، دولتی، باری و غیره با کهنه ترین سیستم از نگاه کیفیت سوختی بدترین و غیر استندرد موتر ها در رفت و آمد میباشد و تقریبا در هر پنج فامیل یک موتر موجود میباشد. در حالیکه در سی سال قبل فقط بیست هزار موتردر کابل ثبت گردیده بود با نفوس هشتصد هزار نفر و شرایط اقتصادی و اجتماعی همانروز.

پس معلوم است که بالای هوای شهر دود و گاز های حاصل از موتر ها، علاوه بر آن درفصل زمستان جنراتور های تولید برق یک مصیبت دیگر اضافه کرده است. فقط در سال قبل طبق احصایه های غیر دولتی اضافه از پنجصد هزار جنراتور در شهر کابل مورد استفاده قرار داشت. با اینکه ما هیچ صنعت نداریم ولی ازینکه آگاهی نداریم و دولت همکار نمیباشد و از ناحیۀ هم بیمسوولیت هستیم شهر ما بیشتر از شهر های صنعتی جهان آلوده بوده و چه امراضی را که باید تحمل نمائیم.

هر نوع آلوده گی را که ما موجب میشویم علاوه بر اینکه خود و جامعه را مریض میسازیم خود گناه بزرگ را صاحب میشویم . هر آلوده گی فساد در جامعه است!

چطور میتوانیم آلوده گی ها را تا اندازۀ دفع نمائیم؟:

١.  تمامی موتر ها در سال یک دفعه از نگاه تخنیکی معاینه گردند. و به سیستم کنالیزاتور مجهز باشند و موتر های کهنه را از شهر دور نمائیم.

٢.  دولت باید سیستم بس های شهری را وسعت دهد و علاوه بر آن به مامورین کارت های رفت و آمد بس ها را بدهد تا اینکه مامورین از موتر های شخصی خود استفاده ننمایند و یا اینکه حد اقل چهار یا پنج نفر از یک موتر استفاده نموده و باقی موترها را پارک نمایند.

٣. جلوگیری از رفت و آمد موترهای اضافی در اوقات صبح از ساعت هفت الی نو در داخل شهرها.

٤. در دسترس بودن برق ٢٤ ساعته به شهروندان تا آنها از سوخت های فوسیلی و چوبی و همچنان از جنراتورهای مولد برق استفاده ننمایند.

٥. سرسبز نمودن قصبات و شهرها.

٦. انتقال وزارتخانه ها از مراکز شهرها به مناطق حومه شهر.

[ 10 Sep 2013 ] [ 10:21 AM ] [ Shafiullah Aimaq ]

افغانستان از نگاه حیات وحش همیشه مورد توجه دانشمندان و طبیعت دوستان قرار داشته است.

مشخصات ساختار جغرافیائی، اکولوجیکی و کوهستانی آن زمینه نمو و بود و باش را برای نباتات و حیوانات مختلف مساعد ساخته است و این امر سبب زیست انواع مختلف حیوانات و نباتات بی نظیر و مختص به این دیار شده است. تقریبا ١٢٠ نوع حیوان پستاندار، ٥٠٠ نوع پرنده و ٤٥٠٠ نوع نبات و هم اقسام حیوانات خزنده و ذوحیاتین و ماهی ها را تا حال شناخته اند.

١. حیوانات افغانستان

افغانستان یک ساختار پیچیده جغرافیائی دارد که تنوع حیات وحش را تشکیل و تقویه نموده است حیوانات افغانستان از نوع قطب شمالی بوده که اکثرا در کوه ها، دشت ها و یا نشیب ها زندگی دارند که بعضی مواقع توسط شکارچیان شکار گردیده، یعنی اینکه تاثیر و فشار انسانها بالای حیوانات زیاد بوده.

اگرچه حیوانات کوچک و خزندگان در اکثر نواحی افغانستان ناشناخته مانده اند با وجود این همه یک سلسله تحقیقات صورت گرفته است.

موجودیت ذوحیاتین زیاد نمی باشد که یک نوع آن از قبیل Batrachuperus Musteri در کوه های پغمان و کوه های مجاور آن دیده شده است.

اقسام و انواع قورباغه ها، سنگ پشت در مناطق آبی جوی ها و غیره مناطق یافت میشود. سنگ پشت افغانی که بارزترین نوع شرقی آن میباشد در نزدیکی چشمه ها و دریاهای افغانستان دیده شده است. انواع و اقسام چلپاسه ها که در نزدیکی با انسانها و منازل رهایشی رفت و آمد دارند خیلی زیاد می باشند.

نا حالا ٢٧ نوع مار از جمله زهری و افعی و غیر زهری در مناطق خشکه و آبی کشور دیده و تحقیقات گردیده است.

از جمله هفت نوع آن زهری، پنج نوع آن افعی و دو نوع آن کبرا می باشند و در تمامی نواحی بالخصوص مناطق خشکه و بیابانی افغانستان وجود دارند. تا حالا ١٢٠ نوع حیوان پستاندار در افغانستان چه از نوع گوشتخوار و غیر گوشتخوار توسط محقیقین شناسائی گردیده اند و عموما زنده گی این نوع حیوانات اهلی و غیر اهلی در مناطق کوهی و جنگلی پامیر شمال مناطق مرکزی و جنگلات مناطق شرقی افغانستان ثبت گردیده و بعضی از انواع آنها رو به انقراض رفته و کمتر موجودیت آنها تثبیت میگردد. از جمله پلنگ ها، پشک های کوهی و دشتی، پلنگ برفی، کفتار و غیره توسط انسان های بی مسئولیت و عدم توجه دولت یا به خاطر پوست و یا گوشت شکار می شوند.

گرگ و روبا را می توان در همه نقاط افغانستان مشاهده نمود اگرچه آنها هم به خاطر پوست شان از چنگ شکارچیان آرام ندارند. تا حالا دو نوع شادی، خرس سیاه در بلندی ها و جنگلات مناطق شرقی و غربی افغانستان دیده شده اند که شادی ها از نوع هندی آن می باشند. بز های شنگلدار و غیر شنگلدار، اقسام آهوها از جمله آهوی باختری و ترکی، گوسفند مارکوپولو، بز کوهی در سلسله کوه های هندوکش و کوه های صفحات مرکزی موجود اند و بعضی از انواع آنها توسط شکارچیان ظالم از بین رفته و یا خیلی کمیاب میباشند که ساحه حیات وحش افغانستان خیلی تنگ گردیده است.

منابع آبی کشور غنی از انواع و اقسام ماهی ها؛ چه از نوع شیرماهی، گل ماهی و یا ماهی تروت نصواری در مناطق پامیر، آب های روان جنوب هندوکش و آب های دریای هیرمند موجودیت بیشتر داشته و دایم اشخاص جاهل توسط بم های دستی در آب ها به خاطر صید ماهی، آب ها را آلوده و انواع ماهی ها را از بین برده اند و یا به قلت مواجه ساخته اند.



[ 10 Sep 2013 ] [ 10:19 AM ] [ Shafiullah Aimaq ]
[ 1 Sep 2013 ] [ 6:22 PM ] [ Shafiullah Aimaq ]

قبیله کومبای : حلقه مفقوده داروین ؟

قبيله كومباي در يكي از استانهاي اندونزيايي كشور پاپوا گينه نو واقع است . شهرت مردم اين قبيله بخاطر زندگي بسيار اوليه آنها درخانه‌هاي درختي است كه گاهي ارتفاع آنها به 20 متر ميرسد.

مردم اين قبيله اعم از زن و مرد معمولاً عاري از هرگونه لباس بوده و تنها مردان اين قبيله آلت جنسي خود را بوسيله لوله‌اي چوبي پوشش ميدهند .در مجاورت كومباي ها قبيله ديگري بنام كروواي وجود دارد كه آنها نيز در خانه هاي درختي زندگي ميكنند و داراي فرهنگي همانند كومباي ها هستند . اين دو قبيله داراي زبانهاي مختلف هستند كه گاهاً ارتباطات اين دو قبيله را با مشكل مواجه ميكند .

زنان برهنه قبيله كومباي
خوك بعنوان واحد پول اين مردم بشمار ميرود بعنوان مثال اگر مردي زنش را بكشد خانواده زن بعنوان غرامت از مرد خوك مطالبه ميكنند . مردي كه قصد ازدواج با دختري را دارد ابتدا بايد دختر را از پدر و مادرش خريداري كند كه اينكار بوسيله گردنبندهايي از دندان خوك انجام ميشود .

مردان قبيله كومباي kombai


مردان و زنان قبیله کومبای هنوز هم برهنه هستند

خوک بعنوان واحد پول این مردم بشمار میرود بعنوان مثال اگر مردی زنش را بکشد خانواده زن بعنوان غرامت از مرد خوک مطالبه میکنند. مردی که قصد ازدواج با دختری را دارد ابتدا باید دختر را از پدر و مادرش خریداری کند که اینکار بوسیله گردنبند هایی از دندان خوک انجام میشود.
مردان و زنان قبیله کومبای هنوز هم برهنه هستند






فیلم :
[ 30 Aug 2013 ] [ 11:4 PM ] [ Shafiullah Aimaq ]



854
 
 

حضرت یونس ـ علیه السلام ـ یکی از پیامبران و رسولان خداست، که نام مبارکش در قرآن چهار بار آمده، و یک سوره قرآن (سوره دهم) به نام او است. یونس ـ علیه السلام ـ از پیامبران بنی اسرائیل است که بعد از سلیمان ظهور کرد، و بعضی او را از نوادگان حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ دانسته‎اند، و به خاطر این که در شکم ماهی قرار گرفت، با لقب «ذو النون» (نون به معنی ماهی است) و «صاحب الحوت» خوانده می‎شد. یونس در لفظ یونانی به معنای کبوتر است. پدر او «متی» از عالمان و زاهدان وارسته و شاکر الهی بود، به همین جهت خداوند به حضرت داود ـ علیه السلام ـ وحی کرد که همسایه تو در بهشت، «متی» پدر یونس ـ علیه السلام ـ است. داوود ـ علیه السلام ـ و سلیمان به زیارت او رفتند و او را ستودند. به گفته بعضی، او از ناحیه پدر از نواده‎های حضرت هود ـ علیه السلام ـ، و از ناحیه مادر از بنی اسرائیل بود. ماجرای حضرت یونس ـ علیه السلام ـ غم انگیز و تکان دهنده است، ولی سرانجام شیرینی دارد. آن حضرت به اهداف خود رسید و قومش توبه کرده و به دعوت او ایمان آوردند، و تحت رهنمودهای او، دارای زندگی معنوی خوبی شدند.

مختصری از زندگینامه یونس (ع):
حضرت یونس در نینوا مردم را به خداپرستی دعوت می نمود. ولی انها از دستورات او سر پیچی کرده و به گفتار او عمل نمی کردند. حضرت یونس از لجاجت ان مردم ناراحت شد وبا حالت قهر انها را ترک کرد وسوار کشتی شد ماهی بزرگی سر راه کشتی امدو مانع عبور ان گردید قرعه زده شد سه یا هفت بار قرعه به نام یونس افتاد عاقبت او را به دریا انداختند و ماهی بزرگی وی را بلعید ولی از سوی خداوند ندا امد: ای ماهی! ما یونس را روزی تو نکردهایم انگاه ان حضرت به مدت ۳ روز یا بیشتر در شکم ماهی بود تا به امر خداوند ماهی یونس پیامبر را به ساحل افکند.

یونس ـ علیه السلام ـ در میان قوم خود در نینوا به گفته بعضی یونس (ع) در حدود 825 سال قبل از میلاد، در سرزمین نینوا ظهور کرد. نینوا شهری در نزدیک موصل (در عراق کنونی) یا در اطراف کوفه در سمت کربلا بود. هم اکنون در نزدیک کوفه در کنار شط، قبری به نام مرقد یونس ـ علیه السلام ـ معروف است. شهر نینوا دارای جمعیتی بیش از صد هزار نفر بود. چنان که در آیه 147 سوره صافات آمده: «و یونس را به سوی جمعیت یکصد هزار نفری یا بیشتر فرستادیم. » مردم نینوا بت پرست بودند و در همه ابعاد زندگی در میان فساد و تباهیها غوطه می‎خوردند. آنان نیاز به راهنما و راهبری داشتند تا حجت را بر آنها تمام کند و آنان را به سوی سعادت و نجات دعوت نماید. حضرت یونس ـ علیه السلام ـ همان پیامبر راهنما بود که خداوند او را به سوی آن قوم فرستاد. یونس ـ علیه السلام ـ به نصیحت قوم پرداخت و با برنامه‎های گوناگون آنها را به سوی توحید و پذیرش خدای یکتا، و دوری از هر گونه بت پرستی فرا خواند. یونس هم چنان به مبارزات پی گیر خود ادامه داد، و از روی دلسوزی و خیرخواهی مانند پدری مهربان به اندرز آن قوم گمراه پرداخت، ولی در برابر منطق حکیمانه و دلسوزانه چیزی جز مغلطه و سفسطه نمی‎شنید. بت پرستان می‎گفتند: ما به چه علت از آیین نیاکان خود دست بکشیم و از دینی که سالها به آن خو گرفته‎ایم جدا شده و به آیین اختراعی و نو و تازه اعتقاد پیدا کنیم.
یونس ـ علیه السلام ـ می‎گفت: بتها اجسام بی‎شعور هستند و ضرر و نفعی ندارند، و هرگز نمی‎توانند منشأ خیر گردند. چرا آنها را می‎پرستید؟... هر چه یونس ـ علیه السلام ـ آنها را تبلیغ و راهنمایی می‎کرد، آنها گوش فرا نمی‎دادند، و یونس ـ علیه السلام ـ را از میان خود می‎راندند و به او اعتنا نمی‎کردند. یونس ـ علیه السلام ـ در سی سالگی به نینوا رفته و دعوتش را آغاز نموده بود. سی و سه سال از آغاز دعوتش گذشت اما هیچ کس جز دو نفر به او ایمان نیاوردند، یکی از آن دو نفر دوست قدیمی یونس ـ علیه السلام ـ و از دانشمندان و خاندان علم و نبوت به نام «روبیل» بود و دیگری، عابد و زاهدی به نام «تنوخا» بود که از علم بهره‎ای نداشت. کار روبیل دامداری بود، ولی تنوخا هیزم کن بود، و از این راه هزینه زندگی خود را تأمین می‎کرد. یونس ـ علیه السلام ـ از هدایت قوم خود مأیوس گردید و کاسه صبرش لبریز شد، و شکایت آنها را به سوی خدا برد و عرض کرد: «خدایا! من سی ساله بودم که مرا به سوی قوم برای هدایتشان فرستادی، آنها را دعوت به توحید کردم و از عذاب تو ترساندم و مدت 33 سال به دعوت و مبارزات خود ادامه دادم، ولی آنها مرا تکذیب کردند و به من ایمان نیارودند، رسالت مرا تحقیر نمودند و به من اهانتها کردند. به من هشدار دادند و ترس آن دارم که مرا بکشند، عذابت را بر آنها فرو فرست، زیرا آنها قومی هستند که ایمان نمی‎آورند. »
یونس ـ علیه السلام ـ برای قوم عنود خود تقاضای عذاب از درگاه خدا کرد، و آنها را نفرین نمود، و در این راستا اصرار ورزید، سرانجام خداوند به یونس ـ علیه السلام ـ وحی کرد که: «عذابم را روز چهارشنبه در نیمه ماه شوال بعد از طلوع خورشید بر آنها می‎فرستم، و این موضوع را به آنها اعلام کن. » یونس ـ علیه السلام ـ خوشحال شد و از عاقبت کار نهراسید و نزد تنوخا (عابد) رفت و ماجرای عذاب و وقت آن را به او خبر داد. سپس گفت: «برویم این ماجرا را به مردم خبر دهیم. » عابد که از دست آنها به ستوه آمده بود، گفت: «آنها را رها کن که ناگهان عذاب سخت الهی به سراغشان آید»، یونس ـ علیه السلام ـ گفت: «بجاست که نزد روبیل (عالم) برویم و در این مورد با او مشورت کنیم، زیرا او مردی حکیم از خاندان نبوت است. » آنها نزد روبیل آمدند و ماجرا را گفتند. روبیل از یونس ـ علیه السلام ـ خواست به سوی خدا بازگردد، و از درگاه خداوند بخواهد که عذاب را از قوم به جای دیگر ببرد، زیرا خداوند از عذاب کردن آنها بی‎نیاز و نسبت به بندگانش مهربان است. ولی تنوخا درست بر ضد روبیل، یونس ـ علیه السلام ـ را به عذاب رسانی تحریص کرد، روبیل به تنوخا گفت: ساکت باش تو یک عابد جاهل هستی.
سپس روبیل نزد یونس ـ علیه السلام ـ آمد و تأکید بسیار کرد که از خدا بخواه عذاب را برگرداند، ولی یونس ـ علیه السلام ـ پیشنهاد او را نپذیرفت و همراه تنوخا به سوی قوم رفتند و آنها را به فرا رسیدن عذاب الهی در صبح روز چهارشنبه در نیمه ماه شوال، هشدار دادند. مردم با تندی و خشونت با یونس و تنوخا برخورد کردند، و یونس ـ علیه السلام ـ را با شدت از شهر نینوا اخراج نمودند. یونس همراه تنوخا از شهر بیرون آمد، تا از آن منطقه دور گردند، ولی روبیل در میان قوم خود ماند.

[ 19 Aug 2013 ] [ 4:23 PM ] [ Shafiullah Aimaq ]

داستان کوتاه پروانه

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد.

شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده درپیله نگاه کرد.

سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد.

آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد.

پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما بدنش ضعیف و بال هایش چروک بود.

آن شخص باز هم به تماشای پروانه ادامه داد.

چون انتظار داشت که بال های پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت کنند.

هیچ اتفاقی نیفتاد! در واقع پروانه بقیه عمرش به خزیدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.

چیزی که آن شخص با همه مهربانیش نمی دانست

این بود که محدودیت پیله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن

راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه به بال هایش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پیله بتواند پرواز کند.

آموزه های داستان

- گاهی اوقات تلاش تنها چیزی است که در زندگی نیاز داریم.

- اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم ،فلج می شدیم ، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.

- من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.

- من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.

- من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهیچه داد تا کار کنم.

- من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آن ها غلبه کنم.

- من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.

- من محبت خواستم و خدا به من فرصت هایی برای محبت داد.

- من به هر چه که خواستم نرسیدم ...اما به هر چه که نیاز داشتم، دست یافتم.

- بدون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر تمام آن ها غلبه کنی.

پایان.


خدا و کودک

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:

می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید

اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان

من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد

اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه

گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.

خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد

تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود

کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...

خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد

و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟

اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت:

فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید:

شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟

فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .

کودک با نگرانی ادامه داد:

اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت:

فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت

گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.

کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.

او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:

خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:

نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...

*** مـادر***

صدا کنی.

[ 25 Jul 2013 ] [ 11:38 PM ] [ Shafiullah Aimaq ]

۸۸۵۱.الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام :مَن سَقى مُؤمنا مِن ظَمَأٍ سَقاهُ اللّه ُ مِنَ الرَّحيقِ المَختومِ . ۱

۸۸۵۲.الإمامُ الباقرُ عليه السلام :مَن سَقى ظَمآنا ماءً سَقاهُ اللّه ُ مِنَ الرَّحيقِ المَختومِ . ۲

۸۸۵۳.عنه عليه السلام :إنّ أوَّلَ ما يُبدَأُ بهِ يَومَ القِيامَةِ صَدَقةُ الماءِ . ۳

۸۸۵۴.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :مَن سَقى الماءَ في مَوضِعٍ يُوجَدُ فيهِ الماءُ كانَ كَمَن أعتَقَ رَقَبَةً ، و مَن سَقى الماءَ في مَوضِعٍ لا يُوجَدُ فيهِ الماءُ كانَ كَمَن أحيا نَفسا ، و مَن أحيا نَفسا فكأنّما أحيا الناسَ جَميعا . ۴

(انظر) الجنّة : باب ۵۵۸ .

۱۸۲۷

ما يَنبَغي لِلسّاقي

۸۸۵۵.رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله :لِيَشرَبْ ساقِي القَومِ آخِرَهُم . ۵

۸۸۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :سَيِّدُ القَومِ خادِمُهُم ، و ساقِيهِم آخِرُهُم شُربا . ۶

۸۸۵۱.امام زين العابدين عليه السلام :هركه مؤمن تشنه اى را آب دهد، خداوند او را از شراب سر به مُهر بهشتى بنوشاند .

۸۸۵۲.امام باقر عليه السلام :هر كه به تشنه كامى آب بنوشاند خداوند او را از شراب سر به مُهر بهشتى بنوشاند .

۸۸۵۳.امام باقر عليه السلام :نخستين چيزى كه در روز قيامت به آن رسيدگى مى شود [ثواب ]صدقه آب [دادن به تشنه ]است .

۸۸۵۴.امام صادق عليه السلام :هركه در جايى كه آب يافت مى شود آب بنوشاند، مانند كسى است كه بنده اى را آزاد كند و هركه در جايى كه آب يافت نمى شود آب بنوشاند ، مانند كسى است كه يك نفر را زنده كند ، و هركه يك نفر را زنده كند، چنان است كه همه مردم را زنده كرده باشد .

۱۸۲۷

آنچه بر ساقى سزاوار است

۸۸۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آب دهنده گروه، بايد آخر از همه آب بنوشد .

۸۸۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مهتر گروه، خدمتگزار آنهاست و آب دهنده آنها، آخر از همه آب مى نوشد .

1.الكافي : ۲/۲۰۱/۵ .

2.بحار الأنوار : ۹۶/۱۷۲/۸ .

3.بحار الأنوار : ۹۶/۱۷۳/۱۳ .

4.بحار الأنوار : ۹۶/۱۷۰/۱ .

5.بحار الأنوار : ۷۵/۴۵۵/۲۴ .

6.كنز العمّال : ۱۷۵۱۸ .

[ 19 Jul 2013 ] [ 9:26 PM ] [ Shafiullah Aimaq ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم !
خداوندی متعال را شاکر وسپاس گذارم که این توفیق را برایم عنایت فرمود تا بتوانم با تلاش وکوشش در عرصه فراگری علم و دانش گام نهاده در آینده خدمتی کو چک را در جامعه بشریت انجام دهم. من مطمئن هستم که هیج دانشمندی از مادر آن گونه متولد نشده بلکه با تلاش و زحمت توانیسته اند تودهای جهل را از میان برداشته تمدن و تکنالوژی امروزه را بر بشریت به ارمغان آورد. دقیقآانسان به عنوان خلیفه خدا درروی زمین آفریده شده هر آنچه راکه بخواهد میتواندانجام دهد وآنچه را که اراده کندبه مرورزمان بدست میاورد چنانچه خداوند متعال فرموده است "ادعون استجب لکم" هرچه بخواهی برت میدهم...پس بااراده به خداوندمتعال واعتماد به نفس انسان میتواندتمام خواسته هایش را تعقیب و پیگری نموده به بهترین وجه انرا بدست آورده بر بشریت تقدیم نماید. مهم نیست دیگران چه کاری کرده اند ویا ما باید چه کنیم ؟؟؟ مهم این است که ماچگونه میتوانیم برای همنوعان خویش بدون درنظرداشت تغیرات رنگ پوست،نژاد،منطقه, مذهب و لسان خدمت نمائیم تا بتوانیم بشریت را از لجنزاری بد بختی نجات بخشیده و راه بهتر زنده گی را به آنان نشان دهیم... این اراده ماست تانسل نوین رادر روی کره زمین یاری نمایم تا خداوند بزرگ از روی لطف و مهربای مارا یاری فرموده مصدر خوب خدمت برای جامعه قرار دهد، ازخداوند میخواهم تا یاری فرماید کسان را که صادقانه برای خدمت به مردم کمر بسته اند و هدایت فرماید کسان را که در دامن بدبختی های سمت نگری و نسل نگری گام برمیدارند وباعیث ازار و اذیت مردم معصوم و بیگناه در گوشه وکنار دنیا می شوند. خاطره عنوان است آشنا برای همه اما نوعیت ان متفاوت و دل انگیز است ...
0093778122192
0093799799431
0093786531963
این وبلاک یک وبلاک شخصی میباشد میخواهد پیام های برای جوانان از زبان جوانان را به خود جوانان برساند اگر شما هم کدام پیام مفید دارید به آدرس من ارسال کنیدshafiullahaimaq2011@hotmail.com
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ